تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحيم

بسم الله الرحمن الرحيم
از تو شب جانم شده روشن...

گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب

در این سایت میبینید:

ضوابط پوشش در دانشگاه های دنیا، طرح ساک دستی هایی با طرح حجاب، طرح لباس، مقالاتی در رابطه با حجاب، پوستر و...

برای ورود به سایت بر روی لینک زیر کلیک کنید:

گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب

 *** توجه:

این پست ثابت است.

امکان درج نظر برای این پست  وجود ندارد!

[ یکشنبه نوزدهم تیر 1390 ] [ 3:35 ] [ رضا ] [ ]

جمع آوری یک میلیون امضاء برای حمایت از

 

مظلومان بحرینی

 

(محل امضاء): نامه به آقای بانکی مون

 

متن فارسی این نامه رو میتونید در وبلاگ  دیدگاه نوین مشاهده کنید.

 

توجه:این پست ثابت است.

امکان درج نظر برای این پست وجود ندارد!

[ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 17:8 ] [ رضا ] [ ]
در تعریف فرهنگ گفته شد که مجموعه ای از آداب و ر سوم و روش زندگی است. در طول تاریخ همیشه بوده اند کسانی که با ابداع روشی خاص برای زندگی، پایه های یک فرهنگ جدید را بنا گذاشته اند. این افراد یا با استمداد از عقل و منطق خود و یا با استمداد از وحی الهی و عقل خود، فرهنگ سازی کردند؛ و همیشه رقابتی بین این فرهنگ ها بوده به طوریکه هر فرهنگ می خواسته بر رفتار افراد و جوامع بیشتری تاثیر گذار باشد. به طوریکه جهان همیشه شاهد منازعه بین این دو نوع فرهنگ که تفاوت ماهوی و ریشه ای دارد بوده است. پیامبران هم قشری وسیع از این فرهنگسازان را تشکیل می دهند که همیشه اصرار بر این داشتند که روش زندگی انسان ها مبتنی بر برنامه ی الهی باشد نه مبتنی بر ایسم های متفاوت و ناقص و زائیده ی
ذهن بشر. قرآن هم به عنوان یک سند الهی، روشی خاص برای زندگی پیروان خود ارائه می کند.
این فرهنگ قرآنی مختصاتی دارد از جمله:
1- مبتنی بودن فرهنگ اسلامی بر وحی الهی و نبوت و رهبران الهی و معصوم؛
2- مبتنی بودن فرهنگ اسلامی بر فطرت، تربیت و بیداری فطرت ها؛
3- روشن بینی و بسیج انسان ها بر اساس خود آگاهی و حکمت و تربیت اخلاقی؛
4- تحریک مردم برای مبارزه با انواع خرافات و کجروی ها و ستم ها؛
5- حقیقت و واقع گرا بودن فرهنگ قرآنی، هر چند مخالف خواسته های انسان باشد؛
6- عبادت خدا و دوری از طاغوت؛
7- عدالت محوری و دعوت به قیام و قسط؛
8- جهانی بودن و جامعیت مکتب اسلامی؛
9- ارشاد عمومی و مسئولیت همگانی و امر به معروف و نهی از منکر؛
10- عنصر جهاد در برابر ظلم ها و بی عدالتی ها؛
11- هجرت در شرایط بسیار سخت؛
12- رشد و بیداری مردم تا حدی که مردم خود برای احقاق حق قیام کنند؛
13- بارور کردن عقل و اندیشه ی مردم و هدایت به سوی سعادت؛
14- وجود الگو و اسوه های عینی انسان های تربیت شده؛
15- امر به آبادانی دنیا و آخرت؛
16- تلاش و کوشش در سه جبهه:
الف) در جبهه ی طبیعت با ابزار علم برای کشف قوانین طبیعت و نعمت های آن؛
ب) در جهت رفع روابط ظالمانه ی اجتماعی برای بدست آوردن عدالت، آزادی ،حقوق انسانی و مبارزه با طاغوت؛
ج) در جبهه ی درون و مبارزه با نفس و تربیت معنوی انسان ها در راستای هدایتگری؛
امروز جهان در بخش الف پیشرفت های چشمگیری را داشته اما بدون استمداد از برنامه ی الهی اسلام در دو بخش بعدی پیشرفتی که شایسته ی مقام انسان باشد حاصل نمی کند.
در قسمتی از متن صحبت از فرهنگسازی و فرهنگ سازان شد. در طول تاریخ بشریت انسان هایی بوده اند که با ارائه ی افکار و اندیشه های نو و سازنده، جریان های عظیم اجتماعی را به راه انداخته اند. کسانی که هوش سرشار، استعدا بسیار و قدرت نفوذ بالایی داشته اند. اینان ابتدا با تغییر نگرش ها و جابه جایی ذهنیت ها، رفتار را تغییر داده و سپس به مسیر دلخواه خود هدایت کرده اند و اینگونه در سطوح وسیع فرهنگی نو به وجود آورده اند.
از جمله این افراد پیامبران الهی بوده اند. انسان هایی شریف و بصیر که در مقاطع مختلف از جانب خداوند مامور شدند تا به کمک وحی ، انسان ها را به سوی رشد و سعادت، راهبر باشند. تلاش اینان بیشتر بر بخش معنوی فرهنگ معطوف بوده است.
عده ای نقش مثبت این بخش از فرهنگ را برای امروزه منتفی می دانند و معتقدند که با پیشرفت بعد مادی آن ( اختراعات و اکتشافات ) بعد معنوی و تعلیمات دینی نقش خود را از دست داده است. اما برخی دیگر معتقدند که نقش ایمان و تعلیمات دینی تا حدی مهم است که جایگزینی ندارد. شهید مطهری در این باره میگوید:
" در میان نقش های متفاوتی که پیامبران در گذشته داشته اند، احیانا مواردی پیدا می شود که تکامل شعور اجتماعی بشر موجب بی نیازی از پشتوانه ی تعلیمات دینی است ولی اساسی ترین نقش ها همان است که توسط پیامبران در گذشته به وجود آمده و همچنان در آینده به قوت خود باقی خواهد ماند. "(1)

در آخر جملاتی می خوانیم از احمد ابن مصطفی مراغی در باب فرهنگ اسلامی و نقش آن:
" بزرگترین و اساسی ترین رسالت اسلام این است که انسان را با نظام کلی هستی - که نظام احسن است - بر محور توحید و اعتقاد به یگانگی خداوند آشنا کند و با شناخت صحیح از این نظام، جهان بینی توحیدی را در حوزه ی اعتقادش به وجود آورد و از نظر شخصیت روحی و اخلاقی بر اساس این جهان بینی با نظام تربیتی ویژه او را به آن نقطه برساند که مظهر صفات جمال و جلال خداوند گردد. "(۲)

-------------------------------------------------------------------------------------

(۱): مرتضی مطهری - مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی - بی تا - ص 156.


(۲): احمد ابن مصطفی مراغی - تفسیر المراغی - ج 6 - بیروت : دار احیاء التراث العربی - بی تا -  ص 37.


برچسب‌ها: فرهنگ, شهید مطهری, امر به معروف و نهی از منکر, فرهنگسازان, توحید
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 21:23 ] [ رضا ] [ ]

چشم تمام برنامه ريزاي دنيا به منه! به اين که ميرم تو صف راي گيري يا نه! تمام محاسبات رو بر اساس رفتن يا نرفتن من انجام ميدن.جالبه! نه؟ من خيلي مهم هستم! خيلي بيشتر از اون چيزي که فکرشو بکنم! اين که پرونده ي هسته اي عاقبتش چي ميشه؛ اين که خون شهداي هسته اي به نتيجه ميرسه يا نه؛ اين که نتيجه ي تحريم چي ميشه؛ اين که شرايط بدر و خيبر ادامه پيدا ميکنه يا نه؛ اين که در شعب ابي طالب محاصره مي شيم يا نه؛ اين که عاقبت سوريه چي ميشه؛لبنان ، غزه؛ اين که صندلي اي که بايد نماينده ي من روش بشينه، جاي پاي قدرت طلبا و سرمايه داراي زالو صفت ميشه يا نه؛اين که دوباره پاي سرباز بيگانه به خاک من باز ميشه يا نه؛ فراموشم نميشه حضور سي هزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار سرباز آمريکايي رو در سال 32، مي دونم که دوران زندگي در ايران رو با سلام و صلوات سپري نکردند، بماند شرح فجايعي رو که به بار آوردند؛ اگر تمام دنيا زير و رو بشه من
به خاطر يه چيز ميرم و راي ميدم! استقلال! نمي خوام کم کاري من و لجبازي با چهار تا مسئول داخلي آتو بده دست دشمن! مي دونم که تمام روسياه هاي بد محاسبه گري که نه اسلام رو ميشناسند و نه ايراني رو، قلم به دست منتظر نيومدن من اند تا يه برنامه ي جديد عليه ملتم بنويسند. ولي من تعيين کننده هستم. من هم قلم به دست مي گيرم و با پر کردن يه برگه ي راي تمام نقشه هاشون رو نقش بر آب ميکنم.تنها با يه برگه ي راي! وقتي پيروزي اي به اين بزرگي، هزينش يه برگه ي رايه پس من هم اين هزينه ي کم رو ميدم،
رای میدهم به ياد کساني که تمام زندگي خودشون رو هزينه ي استقلال کشورم کردند.


برچسب‌ها: من رای می دهم, هزینه, انتخابات مجلس نهم, موج وبلاگی جبهه ی جهاد گران مجازی, تعیین کننده, مشارکت
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 11:23 ] [ رضا ] [ ]
سلام. چند روز پیش یکی از دوستان یه نظر برای پست قبلی گذاشته بود که پر بود از سوالاتی که بین مخالفان نظام مرسومه. من تصمیم گرفتم سوال ایشون و پاسخ خودم رو به عنوان یه پست قرار بدم.

متن سوال:

درود...
خیلی اینتفکرات برام جالبه....
شبیه یه تکه نون کپک زده می‌مونه كه سبز شده اما هنووز اصرار داريم سالم و قابل مصرف....!!!
و قصه‌ي تلخ راي در سرزميني پادشاهي....
دوستان آيا راي مردم اينجا تاثيري دارد؟؟
نديديد چقدر كشته داديم؟؟
چقدر مادر بي فرزند شد؟؟؟
و هنوز كه هنوز است پشت ميله ها تاخرخره پُر شده از انديشمند و هنر مند و خبر نگار و روزنامه نگار روشنفكر...
شايد به گمانتان من اشتباه مي‌كنم اما من باشد...
من اشتباه مي‌كنم...
آيا اين همه انسان بزرگ هم اشتباه مي‌كند؟؟؟
آيا هنرمنداني كه مردمي بودنشان را ثابتكرده اندهم اشتباه مي‌كنند...؟؟
آيا فرزند امام هم اشتباه مي‌كند؟؟؟
آيا ترديد مردمان مجلس نشين هم اشتباه است؟؟
اگر در خانواده‌اي 50 نفري 10 نفر هم معترض باشد شك نكنيد حتما خبري هست.. حتما دليلي هست....
چه برسد در سرزميني 70 ميليوني و ميليونها معترض....
چرا مردم كشورهاي عربي انقلاب كردند؟؟؟
آيا شرايط كنوني ما شبيه شرايط گذشته ‌ي آنها نيست؟؟؟
آيا ما اينترنت آزاد داريم؟؟
آيا ما آزادي بيان و انديشه داريم؟؟؟
آيا عاري از تبعيض هستيم؟؟؟؟
آيا دادگاه‌ها قانون مند هستند؟؟؟
آيا مملكت به تاراج نمي‌رود؟؟؟
آيا خود شما در آرامش هستيد؟؟؟؟
حرفهايم را نوشتم ....
در پي قانع كردن شما نيستم دوستان... اما دوست دارم اگر تفكرم اشتباه است مرا هدايت كنيد....
دوست دارم براي سوال هايم جواب پيدا كنم....
فقط همين...
آگاه باشيد...
بدرود.....

پاسخ من:

اگه راي مردم تاثير گذار نيست پس روي کار اومدن دولت آقاي خاتمي و مجلس ششم چطور توجيه ميشه. ديگه امروزهمه فهميدند که مواضع دوم خردادي ها و مشارکتي ها و مجلس ششم مخالف
مواضع نظام بود. ولي مدت زيادي هدايت قواي مقننه و مجريه رو در دست داشتند. اگه حرف اين دوستمون مبني بر عدم تاثير راي مردم بر اوضاع جامعه درست باشه پس قاعدتا نظام نبايد ميذاشت اينها که انتخاب مردم بودند قدرت رو در دست بگيرند. به هر حال نظام از همون اول مواضع فکري و سياسي تئوريسين هاي اصلاح طلب رو ميدونست و با دونستن اين وضعيت شرايط رو براي بالا اومدن و امکان تحقق انتخاب ملت فراهم کرد. شواهدي از اين دست فراوانه! مطمئنا مردم در تعيين سرنوشت خودشون موثرند. حتي بيشتر از خيلي از مدعيان دموکراسي!
از بين کدوم يک  از کشوراي مدعي امروز شما حکومتي رو پيدا ميکنيد که با راي مردم بالا اومده باشه؟ دقت کنيد که حکومت با دولت متفاوته. در بیشتر کشور ها در بهترين حالت مردم حق انتخاب دولت رو داشتند. عموما اينطور بود که افرادي که در راس انقلاب بودند يک شوراي انقلاب تشکيل ميدادند و نوع حکومت رو بدون رای گیری از مردم تعيين ميکردند. اما در ايران امام از همون ابتدا اصرار داشتند که مردم علاوه بر مسائل جاري در کشور در مورد نوع حکومت هم نظر بدهند و يکي از وظايف شوراي انقلاب رو همين راي گيري قرار دادند. اين مسئله اگر نگم بي نظيره ولي مطمئنا کم نظيره! مردم از همون ابتدا بر سرنوشت خودشون موثر بودند.
در مورد اون قسمت از حرفاتون که گفتيد بزرگان ما در زندان ها هستند بايد بگم که نميخوام حکم کلي کنم ولي هر کس بر خلاف قانون فعاليت بکنه بايد باهاش برخورد بشه. حالا ميخواد اون شخص بزرگ باشه يا کوچيک! اگر هم ميبينيد کساني هستند که با وجود تخلف با اونها برخورد نميشه شما بايد به اون موارد انتقاد کنيد نه جايي که قانون اجرا شد. مثال ميزنم. تو دانشگاه قبلي من (بوعلي سينا همدان) يکي از ليدر هاي تحکيم وحدت تو يکي از تجمع هاي غير قانوني به پيامبر توهين کرد. خب
توهين به مقدسات در ايران جرمه. بعدا که اين آقا بازداشت شد بچه هاي تحکيم وحدت گوش آسمون رو کر کردند که بله دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد. يا مثلا وقتي يه نفر تو اغتشاشات شرکت ميکنه خب بايد بازداشت بشه. درست نيست کسي بي قانوني کنه بعدا بره پشت جايگاه اجتماعيش قايم شه!
و اما در مورد مشکلاتي که واقعا وجود داره و نه کتمان و نه توجیه اونها کار درستی نیست:

 از قرن ۷ هجری فرهنگ اسلامی بنا به دلایلی رو به افول قرار گرفت. یعنی تا حدود ۷۰۰ سال فرهنگ اسلامی توان تولید نداشت. این مسئله باعث شد که در طول این مدت ممالک اسلامی عموما مورد تاراج بیگانه و دزدان داخلی قرار بگیره.
 البته حدود ۱۰۰ سالی میشه که نهضت بیداری اسلامی شروع شده و نتایج خوبی هم داشته اما هنوز به اهداف اصلی این نهضت نرسیدیم. نهضتی که میتونه با ترویج و زنده کردن فرهنگ اسلامی در ممالک اسلامی خیلی از مشکلات رو به مرور زمان از بین ببره. نکته ای که حائز اهمیته اینه که این  مشکلات در کوتاه مدت به وجود نیامدند و در کوتاه مدت هم حل نمی شوند.ما هم در راستای اهداف این نهضت نسبت به 33 سال گذشته ي خيلي پيشرفت کرديم. وضعيت آزادي بيان، پيشرفت علمي، سياست بين الملل، قدرت نظامي و خيلي چيزاي ديگه نسبت به 33 سال قبل خيلي بهتر شده. قطعا نسل آينده ي ما  شرايط بهتر خودشون رو تنها مديون اون بخشي از جامعه هستند که با انتخاب درست، سرنوشت خود و فرزندانشون رو رقم ميزنند.


برچسب‌ها: کپک, مردم سالاری, شورای انقلاب, تعیین سرنوشت
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 19:2 ] [ رضا ] [ ]
سلام.

 به نظر شما شرکت تو انتخابات برای مردم حقه یا تکلیف؟

تو نگاه اول همه میگن که هر کس یه رای داره و اگر بخواد میتونه از رای خودش استفاده بکنه. شخص میتونه بگه من نمیخوام از حقم (تعیین سرنوشت) استفاده کنم و رای هم نمیدم. ولی وقتی دقیقتر به مسئله نگاه میکنی میبینی که وقتی انتخاب تو با مصلحت و آینده ی دین خدا و مردمی که برای دین خدا تلاش میکنند گره خورده دیگه یه حق نیست که استفاده از اون در اختیار تو باشه بلکه یه تکلیفه. چون هر مسلمونی وظیفه داره در هر شرایطی به اندازه ی وسعش از دین خدا حمایت کنه حتی اگه با انداختن یه برگه تو صندوق رای این حمایت رو نشون بده! تجربه تو ایران نشون داده که همیشه

 هدف از انتخابات در نهایت حفظ اسلام است.
وقتی حفظ اسلام برای انتخابات یه هدفه پس عقلا درست انتخاب کردن هم مثل خود انتخابات یه تکلیفه و محدود به حقوق شخصی و از اون مهمتر آینده ی جامعه نمیشه
 بلکه مستقیما موثر بر آینده ی دین خداست.

من رای میدهم


برچسب‌ها: تکلیف, حق, اسلام, انتخابات
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 14:42 ] [ رضا ] [ ]
سلام. راهپیمایی های میلیونی، مشارکت های با درصد بالا، برای ما ایرانیا عادی شده! اگه یه وقت آمار مشارکت چند درصدی بیاد پایین یا حضور مردم تو راهپیمایی ها کم رنگ بشه تمام دوستان نظریه پردازمون به یه نتیجه ی کارشناسی شده میرسند مبنی بر اینکه نظام داره سقوط میکنه!!! مثلا همین انتخابات مجلس؛ همینی که قراره 12 اسفند برگزار بشه، خیلی ها از همین الان نشستند در محافل علمی و معتبر و مرتب با بینش عمیقی که از اوضاع سیاسی ایران دارند، پیش بینی می کنند که مشارکت در انتخابات مجلس کم رنگ تر از انتخابات ریاست جمهوری هشتاد و هشته! و با قاطعیت تمام و ادله ی کافی ( با همون ادله و قاطعیتی که قبلا بوسیله ی اون گفتند که تقلب شده! ) اعلام می کنند که پایین اومدن مشارکت به خاطر دور شدن مردم از حکومتیه که کودتای 88 رو انجام داد و آقای احمدی نژاد رو آورد سر کار! این دوستان ما به دو نکته توجه نکردند. اول اینکه انتخابات 88 یه استثنا در تاریخ انتخابات ایران بود. این انتخابات به دلیل مشارکت عظیم ملت یه فرصت طلایی بود که به برکت بصیرت و قانون مداری بعضی از خواص منحرف(!) ملت و نظام نتونستند به طور کامل از این فرصت استفاده کنند.
نباید انتظار داشت که از این فرصت های طلایی همیشه به دست بیاد. بنابراین مشارکت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی نهم قطعا کمتر از ریاست جمهوری هشتاد و هشته، مگر اینکه ملت قصد داشته باشه دوباره یه فرصت طلایی دیگه رو خلق کنه ( یادمون باشه که فرصت سال 88 رو هم ملت ایجاد کرد ).
نکته ی دوم اینه که اگه درصد مشارکت در دوره های ریاست جمهوری و مجلس رو با هم مقایسه کنیم به این نکته پی میبریم که همیشه انتخابات ریاست جمهوری با استقبال بیشتری از طرف مردم روبرو میشده.
درصد مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری:
دور اول: 64.86
دور دوم: 64.24
دور سوم: 74.26
دور چهارم: 54.78
دور پنجم: 54.59
دور ششم: 50.66
دور هفتم: 79.92
دور هشتم: 67.77
دور نهم - مرحله ی اول: 62.66
دور نهم - مرحله ی دوم: 59.82
دور دهم: 85
درصد مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی:
دور اول: 52.14
دور دوم: 64.64
دور سوم: 59.72
دور چهارم: 57.86
دور پنجم: 71.1
دور ششم: 67.34
دور هفتم: 50.57
دور هشتم: 51

به نظر میاد دوستان نظریه پرداز ما برای ثابت کردن اون چیزی که تو ذهنشونه باید سعی بیشتری کنند.

------------------------------------------------------------------------------
برای دیدن نمودار ها و آمار های بیشتر از انتخابات مجلس شورای اسلامی می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید:
                                                                             
http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=54712    


برچسب‌ها: نظریه پردازان, انتخابات 88, انتخابات مجلس, درصد مشارکت
[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 22:37 ] [ رضا ] [ ]
مجلس شوراي اسلامي به تنهايي يک سوم قواي کشور رو تشکيل ميده، پس به نظر مياد خصوصياتي که اعضاي اين قوه دارند بر سرنوشت ملت تاثير قابل توجهي داشته باشه. تاریخ سي و سه ساله ي جمهوري اسلامي به قدر کفايت نشون داده که در مراحل مهم و خطرناک، نقش مجلس تا چه حد حساس و تعينن کننده است؛ پس حداقل تجربه حکم ميکنه که يه تعداد خصوصيات رو بايد در نمايندگان مجلس بيشتر جستجو کنيم تا مشکلات قبلي پيش نياد. يکي از ويژگي هاي يک نماينده ي مجلس
رعايت تقوا و احساس وظيفه است. بايد برنامه ها بر طبق اصول اخلاقي صحيح طرح شوند. جلوي رسوخ فساد را در نظام اسلامي بايد گرفت و نماينده ي مجلس با طرح قوانين با رعايت اصول اخلاقي نقش بسزايي در اين مسير بازي مي کنه.
اين فقط يکي از سه شرطي بود که براي داشتن يک مجلس صالح بايد رعايت بشه. شرط دوم اينه که
نماينده ي مردم بايد آمادگي و استعداد و تعهد لازم براي کار رو داشته باشه. شرط سوم آمادگي براي عمل به موقع است. يعني نبايد کار رو به دست قضا و قدر بسپره؛ نبايد سهل انگار باشه؛ اين شايد اولين بلايي است ممکنه يک مسئول رو از صلاحيت ساقط کنه.
ويژگي بعدي يک نماينده بايد اين باشه که
در طي اين چهار سال فقط براي مردم و رفع مشکلاتشان کار کنه. نبايد اين دوران رو به عنوان دوره اي براي جمع آوري سرمايه و ايجاد جاي پا براي پرش هاي بعدي به حساب بياره.
يک نماينده بايد
قوانيني وضع کنه که در آن معيشت مردم در اولويت اول قرار بگيره. چون معيشت که نباشه، دين هم نيست، حفظ عصمت و عفت هم نيست، اميد هم نيست. بايد رفع محروميت و فقر در اولويت قرار بگيره.
نماينده ي مردم بايد
توجه داشته باشه که مصالح منطقه اي رو بر مصالح کلي ترجيح نده. بايد در طرح برنامه ها وضعيت کل کشور رو ديد. يکي از عادات بد کانديدا هاي مجلس شوراي اسلامي اينه که نيومده هزار و يک وعده براي ساخت و ساز در منطقه و شهر خودشون ميدند. تمام اين وعده ها در دوران نمايندگي به مجلس منتقل ميشه و از مجلس هم به دولت منتقل ميشه و اين فقط فشار رو بر دولت بيشتر مي کنه و نتيجه ي تمام اين رفتار هاي اشتباه اين ميشه که تعداد زيادي طرح نيمه تمام
در کشور به وجود مياد. در صورتي که اگر نمايندگان خودشون رو درگير اين وعده ها نمي کردند راحت تر ميتونستند به مصلحت کشور فکر کنند.
نمايندگان مجلس بايد
استقامت بر طريق داشته باشند. اين مهم است. راه بايد درست و مستمر پيموده شود. با رفتار هاي داغ و جنجالي ،چه پيش از انتخابات و چه بعد از آن، هيچ مشکلي حل نمي شود.
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي
نبايد به کانون هاي قدرت و سرمايه وصل باشند. چرا که صاحبان سرمايه وقتي از شخصي در قبل از شروع دوره ي نمايندگي حمايت مي کنند انتظار جواب حمايت هاي خود را در دوره ي نمايندگي دارند و اين مسئله باعث مي شود که مصلحت فرد يا گروه حامي نسبت به مصالح مردم در اولويت قرار گيرد.
نمايندگان ملت نبايد جلوي فشار هاي دشمن کوتاه بيايند. دشمن، مغز طراح سياسي دارد. حرف آخر را اول نمي زنه. آرام آرم ايجاد طلبکاري ميکنه و طرف مقابل رو وادار به عقب نشيني مي کنه. به مجردي که عقب نشيني کرديم، طلبکاري بعدي شروع ميشه.
نمايندگان مجلس در طرح و انتحاب راهکار تابع شيوه هايي نباشد که ده ها سال است که در غرب منسوخ شده است. روش برون رفت از مشکلات و طرح قوانين چاره ساز بايد بر تکيه بر فرهنگ بومي مردم ايران باشد، نه اينکه فلان نظريه و سازوکاري که فلان اروپايي يا فلان آمريکايي گفته مبناي کار قرار بگيره. استفاده ي از نظريات روز دنيا اقدامي مذموم نيست اما بايد روش هايي در کانون توجهات قرار بگيره که با توجه به فرهنگ ايراني - اسلامي ايجاد شده باشه. به بيان ديگه، الگوي توسعه بايد بومي باشه.
واقعا چند تا ويژگي ديگه ميشه بيان کرد؟

برچسب‌ها: انتخابات مجلس, نماینده, دشمن, کانون های سرمایه
[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 0:38 ] [ رضا ] [ ]
درباره وبلاگ

(( الَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ))
وآنها كه در راه ما (با خلوص نيت) جهاد كنند ، قطعا به راههاي خود هدايتشان خواهيم كرد.
( عنکبوت/69 )
لینک دوستان
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج

خورشید